بهترین قافیه ی شعر تو

جیغ اشعار مرا نشنیدی ؟
روی پیشانی احساس مرا داغ گذاشت ،
   
  مصرعی از لب تو
دست از، شانه ی این دفتر تنها بردار
  نقطه چین از نگهش تب دارد
 وسرانجام تماشای تورا می داند
           ...
درد این فاصله را فهمیدی ؟
کوچه از دست تو سر داده تکان
پی هر واژه مگرد!!
بهترین قافیه ی شعر تو،
 اندوه من است.
بعد از این ای تو قلم
پای درمانده ترین جمله ی عشق
وسعت بغض خموشم بنویس.
فصل تبعید من از شهر دل است
در دروازه ی غم را بگشا،
بگذار پیکر پاییزی من
ته ویرانه ترین حادثه ها دفن شود

..

 

 

 

 

/ 7 نظر / 27 بازدید
امید صباغ نو

خواندمت زهرا پریشان / هی پریشانی نکن با دل ریشم ازان نوعی که می دانی نکن!! سلام بر زهرای خودمون زیبا و دلنشین بود و من نیز همانند دوستانی که نیامده اند هنوز!! تا لذت ببرند لذت بردم . همواره شاد باشی سلام برسون یا حق[گل][گل][گل][گل]

آرش محمدی

سلام خانم پریشان بسیار زیبا و شیوا بود بگذار پیکر پاییزی من ته ویرانه ترین حادثه ها دفن شود... بسیار زیبا بود و لذت بردم بهروز باشی و کامیاب[لبخند]

علی خدادادی

سركار خانم زهرا طهماسبي (پريشان) سلام شعر قشنگ " بهترين قافيه ي شعر تو " را چند بار با دقت خواندم و ازطرز بيان احساس زيباي شما با زبان هنر لذت بردم،اما آنجا كه فرموده ايد" نقطه چين از نگهش تب دارد" مفهوم وارتباط معنايي اش با ديگر اجزاي شعربراي من گنگ و مبهم ماند. در جايي ديگر هم كه سروده ايد "بعد از اين اي تو قلم " به نظر مي رسد بر پيكر زيبايي و برجستگي شعر لطمه وارد مي كند كه پيشنهاد مي كنم اين بند را قوي تر فرماييد. بهترين روزهاي هنري را برايت آرزومندم اي هميشه ترين شاعر! بدرود!

كوچه مهتاب... كوچه گرد

تو كه اومدي دلم رفت... تو كه اومدي، شبم رفت! برق چشماي سياهت، فانوس شبهاي من شد گرمي دست لطيفت، مرهم زخم دلم شد... تو كه اومدي كوچه مون مهتابي شد! دل من قصه مي گفت، شعر مي گفت... تو كه اومدي بهار آمد و... موند! تو كه اومدي دلم نرفت و موند... [گل] به كوچه ما هم يه سري بزن! خوشحال ميشيم

رحيم سينايي

زهرا جان بسيار زيبا بود پيشنهاد مي كنم مصرع (بعد از این ای تو قلم) را به: بعد از این ای قلم عاشق من تغيير دهيد فكر كنم زيباتر خواهد شد با پوزش