خاطره ی یک لبخند

باز هم ،

کاسه ی داغ تر از آش شدی

بی خودی تب کردی

سر در آوردی از ،

قِصه ی یک لبخند

قصه را پایان کن

امشب از کوچه ی شعرم بگذر

اولین خانه که دیدی ،بردار،

سنگی از جنس تمام کلمات

بشکن پنجره ی حس مرا

کلبه ام را به نفسهای خودت ،مهمان کن

روی دیوار زمان

سهم خودت

وپریشانی من را بنویس

/ 55 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قزللو

با سلام دوستان عزیز خانه ی نقد به روز شد. نقد شماره ی 20 با شعری از " کوروش همه خانی" با او سفر کنید و از زاویه های گوناگون درون و برون را ببینید . هم شعر را نقد کنید هم نقد را! منتظر صدای پای دلتان هستیم. سال نو مبارک

احمذ اصفهانی

سال نو مبارک.سرتم که حسابی شلوغه بی خود نیست یادی از ما نمیکنی

2mim

سلام چند وقتی بود که به وبلاگتون سر نزدم و نمی دونستم از لیست دوستان خارجم کردید و بر حسب اعتماد بدون چک کردن هنوز در وبلاگم لینک بودید. ولی ... ممنونم از لطفی که داشتید.

هاشمی زا ده

سلام گرانمايه دوست انديشمنندم خانم طهماسبی شعر نیمایی معطر دلنشین ولبریز از تعابیر زیبا و بکر ونو اندیش بود .................... پیوسته دلت شاد ولبت خندان باد... ای سبز ترین بهار ها در نامت می آیی ومیشکوفم از پیغامت ............................................. امسال سال سبزه وامسال سال گُل نیکوست حال ما که نکو باد حال گُل ................ سال جدید با مطلع سبز ومعطر دلنشین بهار..دوش بدوش عید باستانی نوروز..همسفر با سال جدید از راه رسید...وشادی وطراوت وعشق وامید با یک سبد گل به ارمغان آورد...ضمن تبریک این ایام فرخنده ..امیدوارم سراسر عمرتان بها ری...ولحظه لحظه زندگیتان..به شکوفایی وعطر گلها باشد..ودوستیتان `پایدار...قلم وقدمتان همیشه ایام سبز ................. چه صمیمانه بهار آمده است تا کنارگذرِ ِ سا ده ی تنهاییتان خانه های همه را فرش گل انداخته است همه جا عشق ومحبت جاریست هدیه ی اینهمه گل ارمغان نفس سبز بهار روح سر سبز بهاری شدن است اوج پرواز قناری شدن است..............هاشمی زا ده

رستم عجمی

سلام و درود بر شما دوست عزیز... با نوشته ی در مورد مجموعه شعر «آب، باد، آتش، وطن» سروده‌ی «وحید طلعت»: به روزم...و چشم به راهم

مدیسه

به نام خدا سلام خانم طهماسبی سجاد رحیمی مدیسه هستم.دانشجوی ترم شش مدیریت بازرگانی.متولد اهواز،اصالتاً اهل استان اصفهان و در حال حاضر به دلیل شغل پدرم(هیأت علمی دانشگاه)ساکن بام ایران یعنی شهرکرد. 22 سال سن دارم و یکی از آرزوها و یا بهتر بگم:یکی از اهدافم در زندگی،تأسیس یک شرکت بازرگانی در قلب اروپا با نام Madiseh هست.می دونم که برای این هدف باید خیلی خیلی تلاش بکنم و صدالبته بیش از پیش به خدای بزرگ توکل داشته باشم.امیدوارم روزی میلیارد ها میلیارد درآمد داشته باشم که بتونم کارهای خداپسندانه انجام بدم مثل ساختن مدرسه و بیمارستان،کمک به ازدواج جوون ها،کمک به زنان و کودکان بی سرپرست،سالمندان،بچه های سرطانی و... .خوشحال می شم از وبلاگ من دیدن کنید و نظرتون رو درباره مطالبش بهم بگید.آدرسش اینه: http://sajjadrahimimadiseh.blogfa.com/profile اینو هم اضافه بکنم که مدیر مسئولی یک نشریه دانشگاهی رو در پرونده دارم.گفتنی های زیادی دارم که این جا مجالش نیست.پس سرتون رو درد نمیارم و سراغ اصل مطلب می رم. خواستم بگم مدتی هست که مطالب وبلاگتون رو دنبال می کنم.پست های جالبی می ذارید. خیلی مشتاقم در صورت امکان بیشتر خودتو

آلونكى آسمانى

ممنونم از حضور گرمتون ایشالا در فرصت های بعد وبلاگمو کامل میکنم

شقایق

اشعار شما خوب وعالی است مخصوصادرمورد زن