معرکه ی آه تو

امشب از این چشم تر ،واژه رقم می خورد
دفتر احساس من ،باز قلم می خورد

مرگ نگاهم کشد ،حادثه را زیر تیغ
ساحل خونین عشق  ،اشک بلم می خورد

روزنه تکثیر شد ،قلب سکوتم شکست
از لب بغضم کنون ،جام عدم می خورد

چشم بخیل زمان !،نوبت خواب آمده
بر در این میکده ،دست کرم می خورد

خم شده از دلهره ،قامت اندیشه ام
کلبه ی اشعار من چکه ی غم می خورد

معرکه ی آه تو، دامن روحم کشد
پلک پریشانی ام باز به هم میخورد

/ 9 نظر / 27 بازدید
سه نقطه

از این همه پریشانی ها چه حاصل؟

علی

سلام ما دیگه سایتو میخوایم جمع کنیم[نیشخند] دست رو دست زیاد شده[خنده] مبارکه[دست]

پويا

[دست] وقتي از اين پنجره باد شما مي وزد حال من و پنجره باز به هم مي خورد ............................................ سلام زهراي خوب ...................... اقتدار شما ستودني ست . .................................. تبريك ساده ي من رو بپذيريد ................................... ما بيشتر .............................. پويا

علی

سلام زیبا بود تبریک میگم موفق باشید درود..............

رهگذر

سلام خانم پریشان مبارکه ! به دل خوش و انشاالله همیشه با اشعار زیباتون خواندنی ... [گل]

سوگوار

خم شده از دلهره قامت اندیشه ام

كوچه مهتاب... كوچه گرد

سلام پريشان بانوي كوچه ها خيلي بد شد! من اخرين نفرم كه.... كه تولد وب لاگتون رو تبريك ميگم! [ناراحت]

رحیم سینایی

زهرا جان بسیار زیبا ودلنشین * چشم بخیل زمان خواست اگر نام تو حذف زیادم کند تیرعدم می خورد مهرتو تکثیر شد دامن دل را گرفت در تب هجران تو بادهء غم می خورد