افسوس

هر چند در میان  ِ  نفسهای آواره ات

 

 

بازهم ،

 

 

پیکر ِ  جمله ای، تراشیده می شود

 

 

اما، افسوس

 

 

من با هیچ واژه ای ، به تفاهم نمی رسم

 

 

تا زخم کهنه ی جمله ات را

 

 

التیام بخشم.

 

 

/ 9 نظر / 16 بازدید
علی مهر

درود برشما بانو طرح زیبا یی است یاد نادرپورافتادم همیشه سر بلند باشید [گل]

بهمن

سلام دوست عزیز بازهم مثل همیشه زیبا سرودید. امیدوارم همیشه دلتان شاد وسرشار از عشق باشد[گل] کاش میشد دفتر اشعار من معنا شود ساغر خالی زمی پر ز می مینا شود

علی خدادادی

طهماسبي عزيز سلام من با هیچ واژه ای ، به تفاهم نمی رسم عبارت زيبايي است! ولي دو ست خوب من باز هم از زبان شعر كمي فاصله گرفته اي و زبانت را به نثر ادبي نزديك كرده اي. همواره تندرست و سربلند باشيد. [گل][گل][گل]

« نیما »

سلام زهرا جان شعر معنی داری سرودی ، در بعضی از اشعار مثل شعر شما باید کاملا دقیق شد تا احساس شاعر رو فهمید بهت تبریک میگم زهرا جان ولقعل زیبا مینویسی راستی زهرا جان یه خواهشی ازت داشتم میخواستم یه خبری از استاد شمی برام بگیری خیلی دلتنگشم به بلاگشم سر زدم ، ولی از شهریور به این طرف آپدیت نشده برام پیغام بذار ممنونم[گل]

اصلان

سلام آشنا! نمی به واژه ات بزن بهار می رسد و واژه سبز می شود . نگاه کن فروغ با دوست خود درون باغچه شکفت!

رهگذر

با سلام بسیار زیباست ... خرسندم که می توانم گاه گاهی نوشته های زیباتون رو بخوانم و سرشار شوم ... با اجازه پریشان را لینک کردم ... پایدار باشید[گل]

رهگذر

با سلام بسیار زیباست ... خرسندم که می توانم گاه گاهی نوشته های زیباتون رو بخوانم و سرشار شوم ... با اجازه پریشان را لینک کردم ... پایدار باشید[گل]

رهگذر

با سلام بسیار زیباست ... خرسندم که می توانم گاه گاهی نوشته های زیباتون رو بخوانم و سرشار شوم ... با اجازه پریشان را لینک کردم ... پایدار باشید[گل]

رهگذر

با سلام بسیار زیباست ... خرسندم که می توانم گاه گاهی نوشته های زیباتون رو بخوانم و سرشار شوم ... با اجازه پریشان را لینک کردم ... پایدار باشید[گل]