نه عقابم ، نه کبوتر

تا حال مرا دلبر  ِ دمساز همین است

در باور دل خانه بر انداز همین است

آب از سر اشعار قلم ریخت چه سازم

شوری که شود نقطه ی آغاز همین است

وقتی به سر خط نرسانی سخنی را

ناگفته همین، نکته همین ، راز همین است

گفتی نه عقابم ، نه کبوتر ،نه چو بازم

اینگونه که در تاب و تبی باز همین است

اسرار دلم فتــــــــنه ی تــو فاش نموده

بغضم ترکی خورده وغماز همین است

ترتیل شد این قول و غزل از لب ساقی

فریاد غزل دلکش و اعجاز همین است

از دیدن ویرانه ی قلبم همه گفتند

دردی که شود خانه بر انداز همین است

 

/ 4 نظر / 32 بازدید
مهدی آخرتی

زیبا بود خانم طهماسبی کاش آدرستون رو هم می ذاشتید برای پیدا کردن وبتون توی 2000 لینک نیم ساعت وقت گذاشتم

کوچه گرد...

سلام... چه زیبا بود... از دیدن ویرانه ی قلبم همه گفتند دردی که شود خانه بر انداز همین است

سید علیرضا رئیسی گرگانی

درود به شما خواهر فرهیخته و اندیشمند بسیار زیبا بود غزلی که ساختید احسن دستمریزاد لذت بردم از خواندن آن همواره استوار باشید

شاعرانه

برای ماندگاری، رویایی جز پاکی روان نداشته باش. سلام با یه مطلب از دست نوشته های خود بروزم ممنون