من از این می ترسم ...

من از این می ترسم

 

 

که ترک بردارد ،بغض ِ خموش

 

 

وتو نادیده بگیری همه ی  فریادش

 

 

تو که شاعر شده ای !!

 

 

وبرای من واین فاصله ها ، واسطه ای

 

 

مثنوی یا غزلی می سازی

 

 

 

شده اندازه  ی  این خسته ،گهی

 

 

دم از این رو زپلاسیده وخونین بزنی

 

 

دم از این قحطیِ  آدم بزنی

 

 

دم از این نثر قدیمی بزنی ؟؟

 

 

...

گوشزد می کُنَدَم پنجر ه ای

 

 

که لب حوض فراموشی دنیا ننشین

 

 

وقلم را به تن هر ورقی ساده نکش

 

 

شاید از رنگ خطوط

 

 

ذهن خوشبخت کسی

 

 

پی به سهراب بَرَد

 

 

شاید عصیان فروغ

 

 

گله ای از زن تنها نکند(1)

 

 

شاید اندازه ی هر واژه ی بکر

 

 

شعر تو در قدم ثانیه ها گم بشود

 

 

...

من از این می ترسم

 

 

که تبانی بکنی با همه ی قافیه ها

 

 

ومیان همه ی خاطره ها گم بشوم

 

 

 

 

1= اما دریغ ودرد که زن بودم

 

/ 44 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مداد سفید کوچولوی من

خداوندا سپاس، مادرم را سپاس، ‌پدرم را سپاس، استادم را سپاس، همسرم را سپاس، اين‌لحظه را سپاس، با هم بودنمان را سپاس، خوشبختيمان را سپاس، پاكيمان را سپاس، خداوندا، آرامش عطا فرما، تا بپذيرم، آنچه را، تغيير نايافتنی‌ست، شهامتی بده، تغيير دهم، آنچه را، می‌‌توانم و دانشی بده، تفاوت آن دو را دريابم. آمين سلام دوست عزيزم اميدوارم خوب و خوش و خرم باشيد طاعات و عباداتتون قبول حق ... من اومدم با ... [گل][گل][گل][گل]

تلواسه

درود زهرای عزیز و گرامی حقیقتا شیر زیبایی خواندم ،شعری که مرا سوار بر امواج آرام دریا بر بستر واژگانی زیبا تا افق برد : وقلم را به تن هر ورقی ساده "مکش" شاید از رنگ خطوط ذهن خوشبخت کسی پی به سهراب "برد" برای من این شعر حظ و لذ وافر داشت باید باز گردم وسایر اشعاتان را در فرصت مناسب وبا حوصله بخوانم ، حیفم آمد که درباره دو تغییر کوچولو چیزی نگویم یکی مکش بجای نکش که "ک" در نکش به فتح است و در نکش به کسر ، واین شعر آنقدر با آرامش ترا به اینسو وآنسو میبرد که هرچه حروف به کسر باشند به هارمونی آرام آن کمک میکند و "ب" در ببرد فکر میکنم حرف تزیین اضافه ایست که نه تنها کمکی به وزن زیبای شعر نکرده بلکه ردآن لکنتی هم ایجاد کرده وبا پوزش از جسارت بدرود سوگند به ماه/ به تزهد گیاه / وبه تو .......

حمید ربیعی

درود هم استانی عزیز کار زیبایی بود که خواندم. من چندان در نقد و خوانش شعر نو تبحر ندارم اما از خواندن شعری که زیب و با طاوت باشد و نیز سرشار از تصاویر و مفاهیم لذت می برم.و به حق نیز شعر شما دارای چنین خصیصه هایی بود. خوشحال شدم از آشنایی با وبلاگ شما. "سبز مانید"

محمدمراد

سلام شاعر لطفا به دنیای دهشت زایم سری بزنید !

مداد سفید کوچولوی من

سلام دوست عزيزم از عرش صدای ربنا می آید آوای خوش خدا خدا می آید فریاد که درهای بهشت باز کنید مهمان خدا سوی خدا می آید az arsh sedaye rabana miayad/ avaye khoshe neda neda miayad faryad ke darhaye behesh baz konid/ mehmane khoda soye khoa miayad من اومدم با ...

شیوا فرازمند

سلام..با دو شعر از خودم به روزم و منتظر حضور پرمعنی و پربار شما...

مشق شاعرانه

راستی اگه زحمتی نیست اسم لینک منو بنویسد "مشق شاعرانه "