زندگی غیر مجاز دست بردار نیست

از یقه ی گشادم

مقصر من نیستم که هر روز بازنده ها بیشتر می‏شوند

راستش را بخواهی،

وقتی چشم‏ها مرتد شده اند

هیچ مجازی را نخواهند دید!

غصه نخور ،

تاریخ افاده هایمان را می بلعد

ودر سمفونی تیک تاک دفنش می کند

نترس ،ترسیدن خوب نیست

درست زما نی که مترسکها بی سایه شده اند

وقبرها با منقار کلاغان ،نبش قبر می شوند

نفست را حبس نکن

مردن آسان نیست !

باید با عزرائیل به تفاهم برسیم

ما رکورد شکستیم !

در خالی ترین طبلی که چشمان هوا از حدقه بیرون است

به پاهای ولگردت قلاده بزن

خوب نیست دور وبر مداد های لخت پرسه بزنی

کاش صورتم را می دیدی

گریه از در و دیوارش بالا می رود

شاید هنوز شاعرم

شاید.....

 

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٢ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ زهرا طهماسبی(پریشان) ] [ نظرات () ]