وقتی غزل با ناله ها، تحلیل می شد

 

دیدم سکوت قافیه، ترتیل می شد

 

انشای دل بر قله های اوج می رفت

 

ناگفته های شعر نو، تکمیل می شد

 

روزی که آدم رنگ خون با چشم خود دید

 

احساس دلتنگی بر او، تحمیل می شد

 

خواندم سرودی تا به چشمم گریه بندد

 

یک قطره در چشمان شب، قندیل می شد

 

گفتی بنالم از غمت خاموش ِ خاموش

 

بغضی برای ماندنم، تجلیل می شد

 

با سبک گفتاری که چون آیینه ها بود

 

خاکستر افکار دل ،غربیل می شد

 

تاکی پریشان از غمت شیدا بماند

 

عشقی فراتر از جنون ،تبدیل می شد

 

 

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۸ ] [ ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ] [ زهرا طهماسبی(پریشان) ] [ نظرات () ]