گفته بودی برگرد !
گفته بودی ، سر دیوار نفسهای تو
من دیوانه صفت می میرم
ولی افسوس که من
لای درهای نگاهت ماندم
جیغ احساس مرا نشنیدی؟
شانه ی تنهایت
تکیه ُکرده به باران بهار .
چشم شعرم خیره
به سر بغض صبورم
تیشه ای خواهم زد
تا بدانی که چرا فرهادم
با توام تنهایی!!
باز هم بر گردم؟
باز هم بردارم
قدم از یاد فراموشی تو
تو کجا خواهی رفت؟
تو مگر پای دلت در گل نیست؟
پس چرا برگردم؟

 

[ ۱۳۸٧/٩/۱ ] [ ٥:٠٧ ‎ب.ظ ] [ زهرا طهماسبی(پریشان) ] [ نظرات () ]