التماس ، نجابت نگاهت را می فهمد

ودر  میان پرچین های آرزو

خاطره را ،محک می زند

یاد سه نقطه های من وآینه ، به خیر !!

که همیشه به حساب ِهیچ کس ،ثبت می شود

حالا چه فرقی دارد

که آب از سر من گذشته باشد

یا من از آب گذشته باشم

...

من که نمی دانم!!

فقط، حریف خوبی برای بارانم

وکاغذهای مچاله ام را

سرگردان ِ کوچه های عطش نمی کنم

شاید شعری متولد شود

که پرده از تمام ِ قافیه ها بردارد

 

[ ۱۳۸٧/۸/۱٢ ] [ ۸:٢٩ ‎ب.ظ ] [ زهرا طهماسبی(پریشان) ] [ نظرات () ]