جیغ اشعار مرا نشنیدی ؟
روی پیشانی احساس مرا داغ گذاشت ،
   
  مصرعی از لب تو
دست از، شانه ی این دفتر تنها بردار
  نقطه چین از نگهش تب دارد
 وسرانجام تماشای تورا می داند
           ...
درد این فاصله را فهمیدی ؟
کوچه از دست تو سر داده تکان
پی هر واژه مگرد!!
بهترین قافیه ی شعر تو،
 اندوه من است.
بعد از این ای تو قلم
پای درمانده ترین جمله ی عشق
وسعت بغض خموشم بنویس.
فصل تبعید من از شهر دل است
در دروازه ی غم را بگشا،
بگذار پیکر پاییزی من
ته ویرانه ترین حادثه ها دفن شود

..

 

 

 

 

[ ۱۳۸٧/٧/٢٧ ] [ ٥:۱٠ ‎ب.ظ ] [ زهرا طهماسبی(پریشان) ] [ نظرات () ]